ما سوسياليست ها آزادتريم زيرا كامل تريم ، كامل تريم زيرا آزادتريم!
به قلم ارنستو چه گوارا:
كار كردن ديگر متضمن آن نيست كه بخشي از وجود فرد ،به شكل نيروي كار فروخته شده به غير واگذار شود كه ديگر به او تعلق ندارد بلكه كار عرصه اي مي شود براي تجلي وجود خود انسان ،اداي سهمي مي شود به زندگاني مشتركي كه فرد انعكاس خويشتن را در آن مي بيند و بالاخره اين كه كار به معناي انجام وظيفه ي اجتماعي فرد در مي آيد .
ما در حد امكان مي كوشيم به كار مفهوم جديد وظيفه ي اجتماعي را بدهيم . از يكسو برآنيم كار را به توسعه ي تكنولوژي وصل كنيم كه امكان فراغت بيشتري را فراهم مي آورد و از سوي ديگر آن را به شكل داوطلبانه اش پيوند مي دهيم ،زيرا با درك ماركسيستي كار ،كمال انسانيت زماني حاصل مي آيد كه فرد از ناگزيري خود را چون كالا نفروشد و براي تامين نيازهاي جسماني اجباراً دست به توليد نزند .