انديشه ارنستو چه گوارا از هنگام پيروزي انقلات کوبادر سال ۱۹۵۹ تا [فرجام زندگي اش در] سال ۱۹۶۷ دگرگوني بسياري يافت. هرچند نبرديجهان گستر عليه امپرياليسم و مبارزات رهائي بخش آمريکاي لاتين همچنان مضامين اصليتأمل و تفکر و کنش سياسي وي باقي ماندند، با اينهمه از سال ۱۹۶۳ اين دغدغه ها باانتقاد فزاينده از بن بستي همراه شدند که الگوي هاي شوروي و اروپاي شرقي را بهتنگنا کشانده بود.
¤ سپتامبر ۱۹۷۱~ در سفری که کاسترو به دعوت آلنده به شیلی کرد٬ در شهر سانتیاگو پایتخت شیلی٬ از مجسمه ی چه گوارا پرده برداری شد. متن زیر بحشی از سخنرانی کاسترو در همین مراسم است.¤
چند سال پیش وقتی با هم مجسمه خوزه مارتی(انقلابی افسانه ای کوبا) را می دیدیم٬ به «چه» می گفتم یک روز هم مجسمه تو را بازدید خواهم کرد.و متاسفم که امروز فرا رسید. چه با زندگی کوتاه ولی پر ماجرایش٬ امروز به یک سمبل تبدیل شده است. اما این هدف او نبود. چه به خاطر تاریخ٬ زندگی نمی کرد. او به خاطر کسب افتخار یا شهرت زندگی نمی کرد. او مثل هر انقلابی اصیل دیگر می دانست که منظور خوزه مارتی از این جمله چیست:« تمام افتخارات دنیا در یک دانه ی ذرت جا می گیرد.» در مورد چه مثل همه ی انقلابی ها٬ داستان های زیادی اختراع شده. اما چه فقط یک مرد جوان تحصیل کرده بود و به همین دلیل٬ کنجکاوی و علاقه ی خاصی به مسائل امریکای لاتین داشت. وقتی من او را دیدم مردی بود که با پای پیاده یا موتورسیکلت از این کشور به آن کشور می رفت. چه آن وقت هنوز چه نبود. او ارنستو گوارا بود. از آنجا که آرژانتینی ها عادت دارند همدیگر را چه(به معنای رفیق) صدا بزنند٬ کوبایی ها هم بعدها او را چه خطاب می کردند. من چند روز بعد از این که به مکزیکو رسیدم٬ چه را در خیابانی به نام امپاران ملاقات کردم. الان شماره ی پلاک خانه یادم نیست. اما خانه ای را یادم هست که چه آن را به من نشان داد و گفت در اولین سفرش به خارج از کشور٬ یک روز آن جا توقف کرده بود. آن موقع هیچ پولی نداشت. او توریست نبود. او برای دیدن مراکز کار٬ بیمارستان ها و رنج مردم امریکای لاتین سفر می کرد. او از کوه های آند گذشت٬ و با قایق یا کلک تا بیمارستان جذامی ها در امریکا پیش رفت. او همیشه یک پزشک بود. هم در گواتمالا طبابت می کرد و هم وقتی پیش ما بود. او ایمانش را به ذات بشر هیچ وقت از دست نداد. شدیدآ اهل مطالعه بود و در ساعاتی که می توانست خودش را از کار سخت آزاد کند٬ به جای خواب و استراحت کتاب می خواند. همه چیز را هم می نوشت. بسیاری از خاطرات انقلاب ما فقط به این دلیل زنده مانده که چه آنها را یادداشت کرده است. خیلی دوست داشتم امروز بود و مجسمه اش را می دید و دوباره به هم می خندیدیم.
همه چیز بخوبی برگزار شد: ورود من بدون حادثه بود. نیمی از افراد نیز بدون مزاحمت وارد شدند. اگر چه کمی تأخیر داشتند.همدستان ریکادو (Ricardo) خواهند جنگید تا چه پیش آید. دورنما در این نقطه دور افتاده که همه چیز در آن این طور بنظر میرسد که بتوانیم مادامی که ضروری میدانیم در آن باقی بمانیم، خوب جلوه میکند.
وطن نمی شناخت. سفر را دوست می داشت و هر جا که ظلم و ستم بود، خود را در کنار ستم دیدگان می دید و همگام با آنان علیه ظالمان بپا می خاست. انسان آزاده ای بود که برای کسب آزادی و رهائی می جنگید. آنچه را که می آموخت، بکار می بست و آنچه را که بکار می بست، می آموخت. انقلابی کبیری که در دل میلیون ها انسانِِ 5 قاره ی جهان ریشه دوانیده و اگر چه جسم اش همراه آنان نیست؛ امّا ایده های اش، منش، خصال و رفتار انسانی اش گام بگام در کنار آنان می باشد. انسانی که معلّم شجاعت، ایثارگری و فداکاری بوده است و بجرات می توان گفت که جنبش کمونیستی جهان، چنین افرادی را کمتر بخود دیده است. او "ارنستو چه گوارا" بود.
مقاله اي كه از نظر خواننده مي گذرد، در اصل نامه اي است از چه گوارا به "كارلوس كي هانو" سردبير "مارچا". اين هفته نامه در "مونته ويدئو" پايتخت "اروگوئه"منتشر شده است. اين مقاله نخستين بار در شماره ي 12مارس 1965 به چاپ رسيد. رفيق عزيز: اين يادداشت را طي سفرم به آفريقا تنظيم مي كنم. اميدوارم به هر حال به وعده ي خود اگر چه با تاخير وفا كرده باشم . علاقه من در موضوع مورد بحث، همين تيتر مقاله باشد كه به نظر من براي خوانندگان اروگوئه اي مطالب جالبي خواهد بود.
Name:Ernesto Guevara Variant Name: Che Guevara Birth Date: June 14, 1928 Death Date: October 8, 1967 Place of Birth: Rosario, Argentina Place of Death: Bolivia Nationality: Argentinian Gender: Male Occupations: revolutionary, adviser ...........................